هدف از این تحقیق بررسی زنان سرپرست خانوار و نظریه های فمینیسم با فرمت docx در قالب 21 صفحه ورد بصورت کامل و جامع و با قابلیت ویرایش می باشد
فهرست مطالب
زنان سرپرست خانوار و نظریه های فمینیسم
2-1-مبانی نظری تحقیق10
2-1-1- سازمانهای(نهادهای اجتماعی) حمایتکننده از زنان سرپرست خانوار10
2-1-2-زنان سرپرست خانوار در ایران10
2-1-3-عوامل مؤثر بر سلامت زنان 12
2-1-4- تاریخچه حمایت از زنان سرپرست خانوار در جهان12
2-1-19-نظریه های فمینیستی معاصر( تفاوت جنسی، نابرابری جنسی و ستمگری جنسی)51
2-1-20- فمینیسم لیبرال51
2-2- پیشینه پژوهشی54
2-2-1- پژوهشهای انجام شده در داخل کشور54
2-2-2- پژوهشهای انجام شده در خارج کشور:61
نهادهای اجتماعی و سازمانهای حمایتکننده دولتی از زنان سرپرست خانوار دارای ساختارها و ویژگیهای متفاوتی هستند. در ایران دو نوع تأمین اجتماعی وجود دارد:الف: سازمانهای مشارکتی مانند سازمان بازنشستگی کشوری که معمولاً درصدی از حقوق کارکنان خود را میگیرند و درصد بیشتری هم خود به آنها میافزایند و سپس کارگر یا کارمند را بیمه میکنند.
متأسفانه این سیستم کمکی به زنان سرپرست خانوار نمیکند زیرا زنانی از مزایای این سیستم برخوردار میگردند که در اثر فوت شوهر مستمری میگیرند و یا چون خود کار میکنند در صورت فوت شوهرانشان درآمدی دارند (کیهاننیا، 1378: 34؛ به نقل از تقیپور، 1389).
بطور کلی حمایت از زنان و ایجاد انگیزه درزندگی شخصی زنان وبالابردن امید به زندگی در ایشان را می توان ازعوامل مهم درسلامتی زنان بویژه زنان سرپرست خانوار دانست چراکه ایشان (زنان سرپرست خانوار) در زندگیشان نسبت به سایر زنان ویانسبت به مردان سرپرست خانوار با مشکلات بیشتری روبرو هستند، همچنین زنان بیشتر از مردان احتمال دارد فقیر و یا جزء فقیرترین فقیرها باشند.
علاوه بر این، احتمال دارد که خانوادههای تحت سرپرستی زنان در مقایسه با خانوادههای تحت سرپرستی مردان فقیرتر باشند. فقر حق انتخاب را در زمینههایی که اساس سلامتاند، به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. از این رو، تأثیر فقر بر سلامت افراد را نمیتوان انکار کرد.
کمترین پیامد این کارها، کاهش تدریجی و اجتنابناپذیر شور و نشاط، و پیری زودرس است. شیوع بیشتر بیماری در میان زنان نسبت به مردان، ناشی از تفاوتهای این دو جنس در گزارش بیماری است.زنان غالباً بیشتر از مردان در مورد احساس خود با پزشک مشورت میکنند و اشکالاتی را که در سلامتیشان رخ میدهد از جمله ناراحتیهای روانی ـ زمانی که هنوز در مراحل ابتدایی هستند سریعاً پیگیری مینمایند،
حال آنکه مردان غالباً فقط به دلیل مشکلات فیزیکیشان به پزشک مراجعه مینمایند. از این رو، نشاندهنده این نیست که زنان بیمارتر و یا حتی افسردهتر از مردان هستند (وایت ، 2002: 104؛ به نقل از سام آرام ـ یخدانی، 1388).به جهت سادگی زندگی ووجود روابط چهره به چهره بین اعضای جامعه و محدودیت این روابط ، فر از طریق گروه های اجتماعی به سهولت مورد پذیرش قرار می گرفت و زمینه های رضایتمندی واحساس آرامش و امنیت در او پدیدار می شد (زاهدی ،2:1371).